هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤١
دشمنانشان سلب مىكرد. اصرار در تحقق بخشيدن به هدف، عامل ديگرى بود كه مسلمانان را در موضع «شكست ناپذيرى» قرار داده بود.
٢. شجاعت در جنگ: اراده مسلمانان در جنگ و انحراف ناپذيرى ايشان از اهداف خود و بىترديد، خود را به كام مرگ افكندن جهت دستيابى به اهداف هنر جنگ ٥٢ ب. بررسى زمين:
ص : ٥٢ خود، از جمله عواملى است كه اراده جنگ را نزد دشمنان مسلمانان نابود مىساخت.
طرطوسى در اين باره نوشته است:
يكى از عوامل پيروزى در جنگها اين است كه تعداد تكسواران معروف و شجاع در يكسو بيش از سوى ديگر باشد، مانند اينكه در يك سوى جنگ، ده يا بيست تن و در سوى ديگر هشت يا شانزده تن از شجاعان نامآور باشند. بنابراين در سويى كه تعداد اين افراد هر چند به اندازه يك نفر بيشتر باشد پيروزى از آنهاست. «١» در اين باره نيازى به يادآورى اثرات روانى كه حضور ناپلئون، مونتگمرى، رومل و آيزنهاور در دوست و دشمن مىنهاد نيست.
٣. از ميان برداشتن فرماندهان در لحظههاى اول جنگ: اعراب مسلمان در فتوحات خود كشتن فرماندهان دشمن را در نخستين لحظههاى جنگ، سرلوحه برنامه خود قرار مىدادند و اين عمل، اثر بسيار بدى در روحيه دشمن مىگذاشت و مسير بعدى جنگ را به زيان دشمن ورق مىزد، به گونهاى كه فرماندهان مىدانستند كه مرگ آنها در برخورد با مسلمانان حتمى است و اين ترس فرماندهان، به افراد تحت امر ايشان نيز منتقل مىشد.
٤. كشتن اسرا و انداختن آنان در برابر دشمن: خالد بن وليد اولين كسى بود كه از اين روش بطور گسترده استفاده كرد و در درجه اول آن را در مورد فرماندهان